« روز اوّل محرّم»
** بـاشد به سـوی کـعـبه مـقـصود روی ما** ** کـه آنـجـا بـرآیــد آنـچـه بـود آرزوی مـا **
** ما را خیال یکسر مونـسیت غیر دوست ** ** بـر حـال مـاه گـواه بـود مــو بـمـوی مـا **
** تخمی فشانده ایم و خوردیم آنگهش ثمر** ** کـابـش دهــد زمـانـه ز خـون گـلـوی ما **
** گـشــتـیـم مـا مـسـافـر کوئـیـکه انـدر او** ** جـز تـیـر و تـیغ و نی نکند جستجوی ما**
** کـردیـم رو به سـوی دیـاری کـه هر قدم** ** بـاشد بـلا مـقـابـل، اجـل رو بـه روی ما **
** در کــعـبـه مـقــام نــمـائــیــم کــز صــفـا** ** مـســجــود کـایـنـات بــود خـاک کوی ما **
** بــر قــبــله بــرای نــمــاز آوردیــم روی** ** کــانـجا بود ز خـون سـر مـا وضـوی ما**
« ذکر ملاقات حرّبن یزید ریاحی با حضرت امام حسین (علیه السلام) »
مرحوم میرزا حسین یزدی در مهیج الاحزان گوید چون جاسوس پسر زیاد خبر آمدن حضرت امام حسین (علیه السلام) به او رسانید آن ولدالزنا مردم را بوعد و وعید و نوید و تهدید بحرب آن امام مجید میخواندو حرّ بن یزید ریاحی را بسر کردگی هزار سوار به استقبال آن حضرت فرستاد که هر جا به او برسی در زمین بی آب و علف آنجناب را فرود آور و مرا اعلام کن تا امری تازه از من بتو برسد.آنسواران صحرا را فرو گرفته بودند و در طلب آن منتهی العارفین میشتافتند.
و شیخ اجل مفید علیه الرحمة در ارشاد گوید که چون حضرت امام حسین (علیه السلام) از بطن العقبه...............
ادامه
مطلب...