تبليغاتX
کانون فرهنگی باقرالعلوم علیه السلام به وبلاگ کانون فرهنگی باقرالعلوم (علیه السلام) مسجد جامع بافران خوش آمدید

نسيم بافران: مذهبي، خبري، فرهنگي و اجتماعي





+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/20;ساعت 19:46;  توسط ;  | 

شهید راه حق نگر چه عاشقانه می رود                برای وصل یار بین چه عارفانه می رود

کلام حق شنیده اوکه لن تنال وتنفقوا            به امریار، جان خود به کف نهاده می رود

 يادواره شهداي عزيز بافران كه همه ساله در روز تاسوعاي حسيني برگزار مي گردد امسال نيز به همت جوانان و نوجوانان اين رهپويان وصال و با همكاري و همياري    خانواده هاي معظم شهدا، كانون فرهنگي باقرالعلوم (عليه السلام) مسجد جامع بافران، بنياد شهيد و امور ايثارگران، دهياري و شوراي اسلامي، پايگاههای مقاومت بسيج قمر بني هاشم(عليه السلام) و ام البنین (سلام الله علیها)، مركز فرهنگي نيستاني، بنياد خيريه بقيه ا. . .  (عليه السلام) با عنوان سوگواره ي محرم يادواره ي شهيدان و در قالب ستاد برگزاري يادواره شهداي بافران براي تجليل از مقام شامخ 31 شهيد سرافراز بافران و به یادآن جهادگران عارف و پرستوهای عاشق و مهاجری برگزار شد که در هوای زمستانی شهرها و روستاها دل را روانه منطقه های گرم جنوب کردند و درآسمان بی کران هجرت بال گشودند.

یادواره-شهدای-بافرانیادواره شهدای بافران در روز تاسوعای حسینی رأس ساعت 14:30 در محل مسجد گلزار شهدای بافران برگزار شد در این مراسم پس از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید سرود جمهوری اسلامی نواخته شد که در موقع اجرای سرود کلیه حاضرین قیام نمودند سپس حجه الاسلام والمسلمین اسلامی ضمن عرض خیرمقدم به خانواده های معظم شهدا و مسئولین شهرستان و ... در سخنان کوتاهی از مقام شامخ شهدا تجلیل کردند. همچنین در ادامه مراسم نماهنگی که از سوی ستاد برگزاری مراسم آماده شده بود از طریق ویدئو پرژکتور نمایش داده شد که کلیه حضار را تحت تأثیر قرار داد سپس معاونت محترم بنیاد شهید و امورایثارگران استان اصفهان به ایراد سخنانی در این رابطه و ذکر خاطراتی از شهدا پرداختنددر ادامه مراسم برادر جعفری مرثیه سرایی کردند و در پایان این مراسم نیز با حضور نماینده محترم شهرستان در در مجلس شورای اسلامی جناب آقای دکتر حسنی و حجه الاسلام والمسلمین اسلامی به 10 نفر از برندگان مسابقه سوگواره ي محرم يادواره ي شهيدان هدایایی اهدا شد، همچنین به خانواده های معظم شهدا نشان یادبود یادواره شهدای بافران اهدا گردید.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/20;ساعت 19:35;  توسط ;  | 

شهادت حضرت امام سجاد(علیه السلام) تسلیت باد.

** مـضـطـر و دلـخـسـته و زار و حزین **
                            **
بـر جـگر دارم شـــرار زهــــر کـیــن
**
          **
مــی کـــشـم از درد پـا روی زمــیــن
**
                            **
گـشتــه در ایـن لحـظه های واپـسین
**
          **
اشـک چـشـم و خـون لبـهایـم اجـیـر **

   ** بر دلم،شور و نوای کربلاست ... أشهد من،روضه های کربلاست **

          ** کـاش زیـر تــیــر و تــیـغ و نـیــزه ها **
                            **
میزدم در خاک و در خـون دست و پا
**
          **
بی کــفـن می شـد سـرم از تـن جــدا
**
                             **
رو نـمـی کــردم ولــی از کــــربــلاء
**
          **
بـا عــــدو تـا کـــوفــه و شــام بــلاء **

   ** بر دلم،شور و نوای کربلاست ... أشهد من،روضه های کربلاست **

           ** بـعـد مـرگـم،کـاش گـردد غــسـل من **
                             **
مثل زهــراء(س)، نیمه شب با پیرُهن
**
          **
تـا نـبـیـنـد هــیـچ کـس، دارم بـه تــن
**
                             **
با گـذشـت ایـن چـهـل ســال از مِحَن
**
           **
جای زخـم و کـُنـد و زنـجیر و رسـن **

   ** بر دلم،شور و نوای کربلاست ... أشهد من،روضه های کربلاست **

           ** حـک شود ای کاش بر قـبرم ز سوز **
                             **
که خـجـل هـستم مـن از عـمّه هنوز **

   ** بر دلم،شور و نوای کربلاست ... أشهد من،روضه های کربلاست **


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/19;ساعت 19:44;  توسط ;  | 

«دربيانمبارزتحضرتابىعبداللّهالحسين(علیهالسّلام) وشهادتآنمظلوم»

از بعضى ارباب مَقاتل نقل است كه چون حضرت سيّدالشهداء(عليه السّلام) نظر كرد هفتاد و دو تن از ياران و اهل بيت خود را شهيد و كشته بر روى زمين ديد عازم جهاد گرديد، پس به جهت وداع زنها رو به خيمه كرد و پردگيان سرادق عصمت را طلبيد و ندا كرد: اى سكينه ، اى فاطمه ، اى زينب ، اى امّ كلثوم !
 «عَلَيْكُنَّ مِنّى السَّلامُ»
 
پس حضرت سكينه(علیهاالسّلام) عرض كرد: يا اَبَة !اسْتَسْلَمْتَ لِلْموْتِ؟ اى پدر! آيا تن به مرگ داده اى ؟ فرمود: چگونه تن به مرگ ندهد كسى كه ياور و معينى ندارد! عرض كرد: ما را به حرم جدّمان بازگردان ، حضرت امام حسین(علیه السلام) در جواب بدين مثل تمثّل جست:

«هَيْهاتَ لَوتُرِكَ اْلقَطالَنامَ»

اگر صيّاد از مرغ قَطا دست بر مى داشت آن حيوان در آشيانه خود آسوده مى خفت. كنايت از آنكه اين لشكر دست از من نمى دارند، و نمى گذارند كه شما را به جائى بَرَم ، زنها صدا به گريه بلند كردند، حضرت امام حسین(علیه السلام) ايشان را ساكت فرمود. و گويند كه آن حضرت رو به حضرت امّ كلثوم(علیهاالسّلام) نمود و فرمود:
اوُصيكِ يا اُخَيَّةُ بِنَفْسِكِ خَيْراً وَ اِنّى بارِزٌ اِلى هؤُلاءِ القَوْم. (۱)

مؤ لّف گويد: كه مصائب حضرت امام حسین(علیه السلام) تمامى دل را بريان وديده را گريان مى كند لكن مصيبت وداع شايد اثرش زيادتر باشد خصوص آن وقتى كه صبيان و اطفال كوچك از آن حضرت يا از بستگانش كه به منزله اولاد خود آن حضرت بودند دور او جمع شدند و گـريه كردند.
و شاهد بر اين آن است كه روايت شده چون حضرت امام حسین(علیه السلام) به قصر بَنى مُقاتل رسيد و خيمه عبيداللّه بن حُرّ جُعْفى را ديد، حَجّاج بن مسروق را فرستاد به نزد او و او را طلبيد و او نيامد خود حضرت به سوى او تشريف برد.از عبيداللّه بن حُرّ نقل است كه وارد شد بر من حسین(علیه السلام) و محاسنش


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/17;ساعت 18:28;  توسط ;  | 

** چــونــکه نـوبت بـر بـنـی هــاشــم رســید **
                              **
ســاخــت ســاز جــنـگ عــبــاس(ع) رشـید **

      ** مــحــرم ســرّ و عــلــمـدار حـــســیـــن(ع) **
                              **
در وفـــــاداری عـــــلــم در نــشـــأتــیـــن **

«شهادت ابوالفضل العباس(علیه السلام)واجمالی ازفضل ومقام آن برزگوار»

سید فاضلی از علماء عرب نقلکرد که چون حاجی محمد رضا الازری (رحمة الله) در قصیده اش این مصرع را گفت « یوم ابوالفضل استجاربه الهدی » یعنی عاشوراء روزی بود که هدایت ، یعنی وجود مقدس حضرت امام حسین(علیه السلام) به حضرت ابوالفضل (علیه السلام) استجارهنمود و پناه برد. در نظر مستبعد شمرد که شاید حضور حضرت امام حسین(علیه السلام) نیفتد، بیت را تمام نکرد و به همین حال بماند.پس حضرت امام حسین(علیه السلام) را در خواب دید که تشریف آورد و فرمود صحیح است آنچه گفته من مستجیر شدم به برادرم  ابوالفضل (علیه السلام)؛ و مصرع ثانی را حضرت فرمود « والشمس من کدر العجاج لثامها » یعنی آن وقت من مستجیر و پناهنده شدم که آفتاب از تیره غبار معرکه کربلاء نقابی پیدا کرده بود .

« نظر سیدالعابدین علی بن الحسین(علیه السلام) الی عبیدالله بن عباس بن علی بن ابیطالب(علیهم السلام) ...............


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16;ساعت 15:24;  توسط ;  | 

مراسم یادواره شهدای بافران عصر تاسوعای حسینی  رأس ساعت ۱۴:۳۰ در مسجد گلزار شهدای بافران برگزار می گردد.

شهید نظر می کند به وجه الله

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15;ساعت 23:46;  توسط ;  | 

 « شهادت و وداع حضرت علی اکبر(علیه السلام) اولین شهید از آل هاشم»

مرحوم میرزا حسن یزدی در مهیج الاحزان گوید چون شاهزاده حضرت علی اکبر(علیه السلام) بی کسی و غریبی پدر بزرگوارش را مشاهده نمود،مصمم رفتن به میدان گردید و به جهت اجازۀ حرب به نزد پدر بزرگوار آمد و عرض کرد که ای پدر اجازه بده تا جان خود را در رکاب تو دربازم.و در بعضی از کتب مقاتل مذکور است که چون اهل حرم فهمیدند که آنحضرت روانه میدان میشود و اجازه حرب میخواهد،مادران و خواهران و عمه ها بدور او حلقه ماتم زدند و پس از وداع، حضرت علی اکبر(علیه السلام) روانه میدان شد. 

در بحار گوید « و رفع الحسین(علیه السلام) شیبته نحو السماء فقال اللهم اشهد علی هولاء القوم فقد برز الیهم غلام اشبه الناس خُلقا و خَلقا و منطقا برسولک کنا اذا اشتقنا الی نبیک نظرنا الی وجهه اللهم امنعهم برکات الارض و فرقهم تفریقا و مزقهم تمزیقا واجعلهم طرائق قددا و لاترض الولاة عنهم ابدا فانهم دعونا لینصروننا ثم عدوا علینا یقاتلوننا ثم صاح الحسین بعمربن سعد مالک قطع الله رحمک و لا بارک الله لک فی امرک و سلط علیک من یذبحک بعدی علی فراشک کما قطعت رحمی و لم تحفظ قرابتی من رسول الله(صلی الله علیه و آله وسلم) ثم رفع الحسین(علیه السلام)صوته و تلی ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین ذریة بعضها من بعض والله سمیع علیم »

و در ناسخ گوید حضرت علی اکبر(علیه السلام) جوانی بود هجده ساله در طلاقت لسان و ذلاقت بیان و صباحت رخسار و ملاحمت دیدار و شمیت و شمایل هیچکس در روی زمین شبیه تر از وی با خاتم النبیین نبود.نام و کنیت از جد داشت و او را به نام علی و کنیت ابوالحسن گفتند و شجاعت نیز از علی مرتضی(علیه السلام) ................


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15;ساعت 23:24;  توسط ;  | 

« شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام) »

سید رضی الدین علی بن طاووس طاب مضجعه در ملهوف گوید: « و لما رای الحسین(علیه السلام) مصارعفتیانه عزم لقاء القوم بمهجته و نادی هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله هل من موحد یخاف الله فینا هل من مغیث یرجوالله باغاثتنا هل من معین یرجو ما عندالله فی اعانتنا فارتفعت اصوات النساء بالعویل » چون امام حسین(علیه السلام) اصحاب و فتیان و جوانان هاشمیه را کشته و به خون خویش آغشته دید خود بنفس نفیس عازم میدان جهاد گشته و تصمیم به مبارزات آن قوم گرفت و آواز برداشت و فرمود هیچ کس باشد که شر دشمنان از حرم رسول خدای دفع کند ، هیچ خدا پرستی باشد که ما را به فریاد رسد و یاری دهد تا از خدای پاداش نیکو یابد،البته از آن سنگدلان کسی جواب نداد.در این هنگام صدای حریم عصمت و طهارت به ناله و عویل بلند شد.

« فتقدم الی باب الخیمة و قال لزینب ناولینی ولدی الصغیر حتی اودعه فاخذه واومی ء الیه لیقبله فرماه حرملة بن الکاهل لعنة الله بسهم فوقع فی نحره فذبحه فقال لزینب خذیه » پس حضرت امام حسین(علیه السلام) بسوی سرادق جلالت آمده به خواهرش حضرت زینب(سلام الله علیها) فرمود: کودک صغیر مرا بیاور تا او را وداع بازپسین کنم. پس آن طفل را گرفت خواست ببوسد، ناگاه حرملة بن کاهل اسدی تیری بینداخت و آن ناوک بر حلقوم طفل آمده، تمام ببرید.حضرت امام حسین(علیه السلام) به خواهرش حضرت زینب(سلام الله علیها) فرمود بگیر این طفل را« ثم تلقی الدم فلما امتلاتا رمی بالدم نحو السمآء ثم قال » آنگاه هر دو کف به زیر آن خون گرفت و چون از خون پر شد، به جانب آسمان فشاند و گفت « و هون علی مانزل بی انه بعین الله » آسان است بر من چند که هدف سهام این دواهی باشم، چه خداوند این جمله را نگران است.

« قال الباقر(علیه السلام) فلم یسقط من ذلک الدم قطرة الی الارض » حضرت امام باقر(علیه السلام) میفرماید: از آن خون قطره ای به سوی زمین باز ........


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14;ساعت 23:5;  توسط ;  | 

 «شهادتقاسمبنالحسن(عليهماالسّلام)»


قاسم بن الحسن(علیهما السلام) به عزم جهاد قدم به سوى معركه نهاد، چون حضرت سيّدالشهداء(عليه السّلام) نظرش بر فرزند برادر، قاسم بن الحسن(علیهما السلام) افتاد كه جان گرامى بر كف دست نهاده آهنگ ميدان كرده، بى توانى پيش شد و دست به گردن حضرت قاسم(علیه السلام) در آورد و او را در بر كشيد و هر دو تن چندان بگريستند كه روايت وارد شده حَتّى غُشِىَ عَلَيْهِما، پس حضرت قاسم(عليه السّلام) به زبان ابتهال و ضراعت اجازت مبارزت طلبيد، حضرت امام حسین(علیه السلام) مضايقه فرمود، پس حضرت قاسم(علیه السلام) گريست و دست و پاى عمّ خود را چندان بوسيد تا اذن حاصل نمود، پس جناب قاسم(عليه السّلام) به ميدان آمد در حالى كه اشكش به صورت جارى بود و مى فرمود:................


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 1387/10/14;ساعت 1:22;  توسط ;  | 

«شهادتعبداللهبنالحسن(عليهماالسّلام)»

راوى گويد: حضرت امام حسین(علیه السلام) از اهل حرم دستمالى را طلب فرمود و سر مبارك را با آن محكم بست و كلاهى طلبيد كه عرب آن را(قلنسوه) مى نامند و آن را هم بر فرق همايون نهاد و عمامه را بر روى آن پيچيد و ملبس به آن گرديد و بار ديگر عزم ميدان نمود پس لشكر اندكى درنگ نمود، باز آن بى دينان بى شرم رجوع كردند و حضرت امام حسین(علیه السلام) را احاطه نمودند و عبدالله(علیه السلام) فرزند امام حسن مجتبی(عليه السّلام) كه طفلى نابالغ بود از نزد زنان و از حرم امام انس و جان، بيرون آمد و مى دويد تا در كنار عموى بزرگوار خود حسين مظلوم بايستاد. حضرت زينب(سلام الله علیها) خود را به او رسانيد و خواست كه او را به سوى حرم باز گرداند ولى آن طفل امتناع شديد نمود و گفت : به خدا قسم ! هرگز از عموى خويش جدايى اختيار نمى كنم و از او تنها نمى گذارم ! در اين هنگام، (بحربن كعب) يا بنابر قول ديگر (حرملة بن كاهل) همين كه خواست شمشير بر حضرت امام حسین(علیه السلام)فرود آورد، عبدالله بن الحسن(علیهما السلام) خطاب به او گفت : واى بر تو! اى زنازاده بى حيا! تو مى خواهى عمويم را به قتل رسانى؟!

 فَضَرَبَهُ بِالسَّيْفِ، فَاتَّقاها الْغُلامُ بِيَدِهِ، فَاءَطَنَّها الَى الْجِلْدِ فَاذا هِىَمُعَلَّقَةُ.
فَنادَى الْغُلامُ: يا عَمّاهُ!

ولى آن ولدالزنا بى حيا، از خدا و رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) پروا ننمود و شمشير را فرود آورد و عبدالله بن الحسن(علیهما السلام) آن كودك دستش را در پيش ‍ شمشير سپر ساخت و دستش به پوست آويخت و فرياد وا امام بر آورد.

فَاءَخَذَهُ الْحُسَيْنُ ع فَضَمَّهُ الَيهِ وَ قالَ: ((يَابْنَ اءخى ، اصْبِرْ عَلى ما نَزَلَ بِكَ وَاحْتَسِبْ فى ذلِكَ الْخَيْرَ، فَانَّ اللّهَ يُلْحِقُكَ بِآبائِكَ الصّالِحينَ.))

حضرت امام حسین(علیه السلام) او را گرفت و بر سينه خود چسانيد و فرمود: اى فرزند برادر! بر اين مصيبت شكيبايى نما و آن را در نزد خداى عزوجل...............


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/13;ساعت 23:20;  توسط ;  | 

« نطق ابن زیاد در جامع کوفه »

مرحوم حاج ملا محمد حسین طهرانی در وسیلة النجاة گوید که روز چهارم محرم، ابن زیاد ملعون،مردم را در جامع کوفه جمع نمود-الخ وعلامه مجلسی (قدس سره) در بحار گوید: « ثم جمع ابن زیاد الناس فی جامع الکوفة ثم خرج فصعدالمنبر ثم قال ایها الناس انکم بلوتم آل ابی سفیان فوجدتموهم کما تحبون و هذا امیرالمؤمنین یزید قدعرفتموه حسن السیرة محمود الطریقة محسناً الی الرعیة یعطي العطي في حقه قدامنت السبل عي عهده » که ابن زیاد لعین مردم را در جامع کوفه فراهم کرد و بر منبر رفته گفت ایها الناس شما آل سفیان را آزمایش کرده و بدان گونه یافته اید که دوست میدارید و اینک یزید مردی نیکو سیرت و پسندیده طریقت و مهربان بر رعیت بذل کنندۀ عطایا و امن کننده راهها است و همینطور بود پدرش معاویه در عهد خویش و اینک پسرش مردم را اکرام میکند و ایشان را از مال دنیا غنی گرداند و جایزۀ شما را صدصد افزون کند و من از جانب وی مأمورم که بیفزایم و شما را به حرب دشمن او ، حسین (علیه السلام)..............


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/13;ساعت 23:3;  توسط ;  | 

 « ورود عمربن سعد(لعنة الله علیه) به کربلاء»

مرحوم علامه مجلسی در عاشر بحار، گوید که چون حضرت امام حسین (علیه السلام) در زمین کربلاء منزل ساخت و حربن یزید ریاحی در برابر وی خیمه برافراخت.ابن زیاد را مکتوب کرد که من حضرت امام حسین (علیه السلام) را به کربلاء آوردم و امتثال فرمان تو کردم دیگر تو دانی پس ابن زیاد به سوی حضرت امام حسین (علیه السلام) بدین رقم در قلم آورد. « اما بعد یا حسین(علیه السلام) فقد بلغنی نزولک بکربلاء و قد کتب ال امیرالمؤمنین یزید ان لا اتوسد الوثیر و لااشبع من الخمیر او الحقک باللطیف الخبیر او ترجع الی حکمی و حکم یزید بن معاویة و السلام »به من رسید ای حسین (علیه السلام) که در کربلاء فرود آمدی، همانا امیرالمؤمنین یزید مرا مکتوب کرده است که خوش نخوابم و سیر نخورم مگر آنکه تو را از لباس حیات عریان سازم، الا آنکه فرمان مرا پذیره کنی و دست در بیعت یزید نهی.............


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/12;ساعت 23:1;  توسط ;  | 

 « ورود حضرت امام حسین (علیه السلام)  بر زمین کربلاء»

محدث قمی(قدس سره) نوشته است در این روز سنه ۶۱ حضرت امام حسین (علیه السلام) به زمین کربلاء ورود فرمود و چون به آن زمین رسید پرسید که این زمین چه نام دارد؟ گفتند: کربلاء می نامندش. چون نام نام کربلاء شنید گفت: « اللهم أعوذبک من الکرب و البلاء » پس فرمود: این موضع کرب و بلا و محل محنت و عنا است.فرود آئید که اینجا منزل و محل خیام ما است. این زمین جای ریختن خون ما است و در این مکان واقع خواهد شد قبرهای ما.خبر داد مرا جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) به اینها.پس در آنجا فرود آمدند. (۱)


سند وقعه در روضة الواعظین و مناقب و ارشاد و کشف الغمه و لهوف و بحار و غیر اینها که
حضرت امام حسین (علیه السلام) در روز ...........


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/11;ساعت 23:0;  توسط ;  | 

مسابقه سوگواره ی محرم یادواره ی شهیدان

مهلت پاسخ گویی به سوالات و ارسال پاسخنامه ششم محرم ۱۴/۱۰/۸۷

مکان تحویل پاسخنامه: کانون فرهنگی باقرالعلوم (علیه السلام) مسجد جامع بافران

به ۱۰ نفر از برندگان از طرف ستاد برگزاری یادواره شهدای بافران به قید قرعه جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.

ستاد برگزاری یادواره شهدای بافران

سوالات و پاسخنامه مسابقه را در قسمت ادامه مطلب مشاهده کنید. 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/11;ساعت 20:49;  توسط ;  | 

«السّلامعليکيامسلمبنعقيل(ع)»

     ** اي خدا!شب شده و من چه کنم **                        ** يک تن واينهمه دشمن چه کنم **

    ** يک نـفـر نـيسـت مرا خانه دهد **                    ** مـرغ بـشکسـتـه پـرم لانه دهد **

    ** اهـل کــوفـه همه پيمان شکنند **                    ** خود نمکخوار ونمکدان شکنند **

    ** صـبح، بر دامن من چنگ زدند **                    ** شـام، از بـام مـرا سـنـگ زدند **

    ** امشب اي طوعه! مرا خانه بده **                   ** مـرغ بـشکـستـه پـرم، لانـه بده **

    ** امشب اي طوعه! بيا مردي کن **                   ** با دل فـاطـمـه(س)، همدردي کن **

    ** کـوفـيـان را نـه سر کـيـن باشد **                   ** عـاشـقـي، عـاقـبـتـش اين باشد **

 منبع شعر: کتاب زمزمه هاي حاج احمد دلجو، ص115..................


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08;ساعت 21:2;  توسط ;  | 

« روز اوّل محرّم»

** بـاشد به سـوی کـعـبه مـقـصود روی ما**   ** کـه آنـجـا بـرآیــد آنـچـه بـود آرزوی مـا **

** ما را خیال یکسر مونـسیت غیر دوست **   ** بـر حـال مـاه گـواه بـود مــو بـمـوی مـا **

** تخمی فشانده ایم و خوردیم آنگهش ثمر**   ** کـابـش دهــد زمـانـه ز خـون گـلـوی ما **

** گـشــتـیـم مـا مـسـافـر کوئـیـکه انـدر او**   ** جـز تـیـر و تـیغ و نی نکند جستجوی ما**

** کـردیـم رو به سـوی دیـاری کـه هر قدم**   ** بـاشد بـلا مـقـابـل، اجـل رو بـه روی ما **

** در کــعـبـه مـقــام نــمـائــیــم کــز صــفـا**   ** مـســجــود کـایـنـات بــود خـاک کوی ما **

** بــر قــبــله بــرای نــمــاز آوردیــم روی**  ** کــانـجا بود ز خـون سـر مـا وضـوی ما**

 « ذکر ملاقات حرّبن یزید ریاحی با حضرت امام حسین (علیه السلام) »

مرحوم میرزا حسین یزدی در مهیج الاحزان گوید چون جاسوس پسر زیاد خبر آمدن حضرت امام حسین (علیه السلام) به او رسانید آن ولدالزنا مردم را بوعد و وعید و نوید و تهدید بحرب آن امام مجید میخواندو حرّ بن یزید ریاحی را بسر کردگی هزار سوار به استقبال آن حضرت فرستاد که هر جا به او برسی در زمین بی آب و علف آنجناب را فرود آور و مرا اعلام کن تا امری تازه از من بتو برسد.آنسواران صحرا را فرو گرفته بودند و در طلب آن منتهی العارفین میشتافتند.

و شیخ اجل مفید علیه الرحمة در ارشاد گوید که چون حضرت امام حسین (علیه السلام) از بطن العقبه............... 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/08;ساعت 20:49;  توسط ;  | 

«بين الحرمين،عشق عالمين»

يک خيابان کرده مجـنونم، تو ميـداني کجاست؟ ** ** آن خيابان کوي جانان، قطعه اي از کـربلاست

يـک خــيـابـان، دل ربـوده از تـمـام عــاشـقــان ** ** هـسـت آنجا جاي پـاي مـهدي صاحـب زمان(عج)

يـک خـيـابان، گـشته مـقـتـل گاه جـبـريـل امـين ** ** يکطرف استاده زهراء(س)،يکطرف ام البنين(س)

با عرض سلام خدمت محبان اهل بیت(علیهم السلام)این عکسا رو از بین الحرمین گرفتیم ... سوغاتی

** باب القبلة ** يــَـاأبـــَا عـــَـبـــدِالـــلَّــهِ الـــحــُــســـَـيـــنِ (ع)

*** مـن ابـالـفــضـلـم، عــلــمــدار ســپـاه کـــربــلایــم ***   *** ســاقـی لـب تـشـنـگان، پـاســدار خــیـمـه هـایــم ***

*اللهم ارزقنا زیارة الحسين(عليه السلام)**


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/05;ساعت 21:8;  توسط ;  | 

«ألسّلام عليک يااهل بيت النبوّة»

روز 25 ذي الحجة الحرام روز شريفى است و روزي است كه «هـل أتـى» در حق اهل بيت(عليهم السلام) نازل شده بجهت آنكه سه روز، روزه گرفتند و افطار خود را در هر سه شب به مسكين و يتيم و اسير دادند و به آب خالص، افطار نمودند.

شايسته است كه شيعيان اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) در اين ايام، تاءسى به موالى خود نمايند در تصدق بر مساكين و ايتام و سعى در اطعام ايشان و روزه بدارند و چون بعض علما، اين روز را، روز مباهله مى دانند، زيارت جامعه و دعاى مباهله را در اين روز خواندن، مناسب است.

 منبع: کتاب فيض العلام فى عمل الشهور و وقايع الايام/ مؤ لف: مرحوم حاج شيخ عباس قمي /باب چهارم : وقايع و اعمال ماه ذى الحجة الحرام

 **اللّهم عجّل لوليك الفرج**

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/03;ساعت 10:8;  توسط ;  | 

یادواره بیش از ۳۰ شهید بافران

با عنوان سوگواره ی محرم یادواره ی شهیدان

زمان: تاسوعای حسینی ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر

مکان : مسجد گلزار شهدای بافران

ستاد برگزاری یادواره شهدای بافران


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02;ساعت 11:28;  توسط ;  | 

" سورۀ مبارکه آل عمران، آیه 61 "

روز بیست و چهارم ذی الحجة الحرام بنابر اشهر روزیست که مباهله کرد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) با نصارای نجران، و نازل شدن «آیه تطهیر» در شأن پیغمبر و اهل بیتش (علیهم السلام)، و نازل شدن آیه «إنّما وَلِیَّکُمُ اللّهُ» در شأن حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل دادند. 

روزی مأمون به امام هشتم(علیه السلام) عرض کرد:به من خبر بده به بزرگترین فضیلتی که در قرآن برای امیرالمؤمنین(علیه السلام) ذکر شده چیست؟
حضرت فرمود: بزرگترین فضیلت جریان مباهله نصارای نجران است که خداوند متعال به پیغمبرش فرمود:........


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/01;ساعت 23:0;  توسط ;  | 

" یا صاحب الزمان عجل ظهورک "«آئــیــن انــتــظــار»

امام عصر،حجة بن الحسن العسکری،حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، در توقیعی رفیع، خطاب به شیخ مفید (۴۱۳ق) می فرمایند:

لَوأنَّ أشیَاعَنَا-وَ فَّقَهُمُ اللّهُ لِطَاعَتِهِ-عَلَی اجتِمَاعٍ مِنَ القُلُوبِ فِي الوَفَاءِ بِالعَهدِ عَلَیهِم،لَمَا تَاخَّرَ عَنهُمُ الیُمنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَت لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَی حَقِّ المَعرِفَةِ وَصِدقِهَا مِنهُم بِنَا، فَمَا یَحبِسُنَا
عَنهُم إلاّ مَا یَتَّصِلُ بِنَا مِمَّا نَکرَهُهُ وَ لا نُؤثِرُهُ مِنهُم.

اگرشیعیان ما-که خدا آنانرا برطاعتش توفیق دهاد-درراه وفا و پیمانی که بر دوش دارند همدل بودند،برکت لقای ما از ایشان واپس نمی افتاد و سعادت دیدار مابرای آنان زودتردست میداد،دیداری که باشناخت
 حقیقی و درست ایشان نسبت بما همراه باشد.پس ما را از ایشان دور نمیدارد جز رفتار ناپسند ایشان که به ما میرسد و ما آنرا از ایشان شایسته نمیدانیم. 
الاحتجاج۲، ص ۶۰۲ .

"يا صاحب الزّمان عجّل ظهورک"

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/01;ساعت 20:42;  توسط ;  |