تبليغاتX
کانون فرهنگی باقرالعلوم علیه السلام به وبلاگ کانون فرهنگی باقرالعلوم (علیه السلام) مسجد جامع بافران خوش آمدید

نسيم بافران: مذهبي، خبري، فرهنگي و اجتماعي





فاطمه معصومه عليهاالسلام؛ كريمه اهل بيت

حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

گروهى از مردم «رى» به زيارت امام ششم، حضرت صادق عليه السلام رفته بودند. هنگامى كه به محضر امام شرفياب شدند، در معرفى خود چنين گفتند: ما اهل رى هستيم. حضرت فرمود: «مرحبا به برادرانِ قمىِ ما». گفتند: ما از رى آمده‏ايم. حضرت دوباره همان سخن را فرمود: چند بار ديگر تأكيد كردند كه ما اهل رى هستيم. پاسخ حضرت همان بود. سپس امام چنين افزود:

«خداوند حرمى دارد كه آن «مكه» است. پيامبر(صلي الله عليه و آله) هم حرمى دارد و آن «مدينه» است. اميرالمؤمنين عليه السلام نيز حرمى دارد كه «كوفه» است. ما ـ ائمه ديگر ـ هم حرمى داريم و آن «شهر قم» است. به زودى دخترى از فرزندانم به نام «فاطمه» در آنجا به خاك سپرده مى‏شود؛ هر كس قبر او را زيارت كند، بهشت بر او واجب مى‏شود.»

اين سخن را ـ به گفته راوى ـ امام صادق عليه السلام در زمانى فرمود كه هنوز امام كاظم، پدر حضرت فاطمه معصومه عليهاالسلام به دنيا نيامده بود.

آرى ... «قم»، حرم اهل بيت و حريم امامان است. بانويى در آن مدفون است كه بارگاهش چون نگينى در اين خطه كويرى مى‏درخشد و حرمش چشمه‏اى پرفيض و كرامت‏جوش است و نه تنها كبوتران بر آسمان مزارش عاشقانه طواف مى‏كنند، بلكه پروانگانى شيفته علم و معنويت، از سراسر ايران، بلكه از كشورهاى ديگرى همچون حجاز، بحرين، هند، پاكستان، تركيه، عراق، سوريه، لبنان و كشورهاى آفريقايى و آسياى دور به اين وادى نور آمده‏اند. حوزه علميه قم، به بركت مرقد پاك اين بانو، پديد آمده و دوام يافته است.

زائران حرمش، هنگام تشرّف بايد خود را ايستاده در برابر آينه‏اى از كمال و بصيرت و عفاف و علم ببينند و از شايستگى‏ها، فضيلت‎ها، ايمان و اخلاقش اسوه و الگو بگيرند. زيارت، در اين صورت است كه اثر تربيتى خواهد داشت. اگر براى زيارت، پاداش و اجر عظيم است، به خاطر سازندگي‎هاى آن و تأثيرگذارى در فكر، روح، اخلاق و زندگى زائر است.

ايران ما، از فروغ رضوى و عصمت فاطمى روشن و مطهر است.

اين دو برادر و خواهر، يكى از شرق كشور، همچون خورشيد مى‏درخشد و بر ايران بزرگ، نور مى‏افشاند، ديگرى در قلب كشور، در خاستگاه نهضت، مركزيت حوزه فقاهت و عاصمه تشيّع را گرم و پر جنب و جوش نگه داشته است.

سخن از «فاطمه»، دختر موسى بن‏ جعفر است، كه به «حضرت معصومه» شهرت يافته و مدفنش زيارتگاه دل‎هاى شيدا و شيفتگان فضيلت و عفاف است.

سخن از شرافت‏بخش قم و طراوت‏بخش اين شهر كويرى است كه از زلال فيض اين «دختر امام»، همواره خرم و هميشه شاداب است.

 

كريمه اهل بيت

نهالى كه در بوستان امامت برويد و از آب عفاف و نور فضيلت سيراب شود و توان بگيرد و با گذشت زمان، خود به شاخه‏اى پربار و زيبا از «شجره طيبه» دودمان رسول تبديل گردد، اگر «كريمه اهل بيت» نام نگيرد، پس چيست؟

اين دختر فرزانه كه به «فاطمه معصومه» مى‏شناسيمش، در سال 183 هجرى در مدينه ديده به دنيا گشوده و در خانه‏اى كه پدرى چون «امام كاظم» ـ عليه السلام ـ و برادرى چون حضرت رضا عليه‎السلام در آن مى‏زيسته، بزرگ مى‏شود. نام مادرش را «خيزران»، يا «نجمه» يا «اروى» دانسته‏اند، كه كنيزى است لايق و پاك، و چون حضرت رضا را به دنيا مى‏آورد، به «طاهره» ناميده مى‏شود.

سخن از «فاطمه»، دختر موسى بن‏ جعفر است، كه به «حضرت معصومه» شهرت يافته و مدفنش زيارتگاه دل‎هاى شيدا و شيفتگان فضيلت و عفاف است.

سخن از شرافت‏بخش قم و طراوت‏بخش اين شهر كويرى است كه از زلال فيض اين «دختر امام»، همواره خرم و هميشه شاداب است.

فاطمه معصومه، در دامان ايمان و پاكى رشد مى‏كند و در چشمه عفاف و عصمت و علم و حكمت، به طهارت روح و جان مى‏رسد. نسب و تبارش نبوى و فاطمى و علوى است. عبادت و ادب، شاخ و برگ روييده بر اين «سروِ پاكدامنى» است. ويژگي‎هاى روحى و خصايص فردى سبب شده كه با لقب «كريمه اهل بيت» در زبان عالمان و فقيهان شيعه ياد شود. لقبى كه از ميان بانوان اهل بيت، تنها به او اختصاص يافته است. لقب‎هاى ديگرش نيز، هر يك گوياى كمالات والاى اوست؛ از جمله «محدّثه»، «عابده»، «مقدامه» و «معصومه»، كه هم نام‎ها و لقب‎هايش و هم ارزش‎ها و فضايلش، يادآور مادر والاقدرش، عصمت هستى و حبيبه خدا، حضرت زهرا ـ سلام ‏الله ‏عليها ـ است.

حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

 

در سايه تربيت رضوى

فاطمه معصومه عليهاالسلام تنها به عنوان خواهرى كه برادرش «على بن ‏موسى ‏الرضا» را دوست بدارد و به خاطر برادرى و خواهرى، دل در گرو محبت او گذاشته باشد، نيست. گرچه «فاطمه» و «رضا» هر دو از يك پدر و مادرند و از يك سينه پاك شير خورده و در يك دامن لايق و عفيف، بزرگ شده و با نوازش دست و نگاه‎هاى يك پدر و مادر رشد كرده‏اند، ليكن فاطمه معصومه، تربيت‏شده برادرش حضرت «رضا»ست.

حكيم عارف، مرحوم ملاصدراى شيرازى كه مدت‎ها در روستاى «كهك» قم به سر مى‏برد، هرگاه يك مشكل علمى و گره فلسفى برايش پيش مى‏آمد، يا از حل يك مسأله فلسفى در مى‏ماند، آهنگ زيارت قبر دختر موسى بن‏ جعفر عليهماالسلام مى‏كرد و فاصله چهار فرسخ تا قم را مى‏پيمود و در اين زيارت قبر و التجاء و استمداد از روح بلند حضرت معصومه عليهاالسلام مشكل علمى خود را حل مى‏كرد و به محل اقامت خود برمى‏گشت.

دودمان او، خانواده يك زندانى است. يعنى پدرش حضرت موسى بن‏ جعفر عليهماالسلام مبغوض دربار هارون‏الرشيد گشته و به امر او بازداشت و زندانى شده است. اين حبس و زندان هم سالها طول كشيده و تا شهادت امام كاظم عليه السلام ادامه يافته است. خانواده امام، به درد هجران پدر مبتلاست، ولى چون اسارت پدر به خاطر خدا و دين و حريت است، با همه سختي‎هايش براى فرزندان، قابل تحمل است، چون خدا راضى است.

در اين همه سال كه موسى بن‏جعفر عليهماالسلام در زندان‎هاى مختلف به سر مى‏برد. امام رضا عليه‎السلام عهده‏دار تربيت و متكفل زندگى خواهرش حضرت معصومه و ديگر خواهران است. در نبود پدر، رسالتِ رهبرى و مسؤوليت رسيدگى به تربيت فرزندان و حل مشكلات خانواده امام محبوس، بر دوش اوست. حتى رسيدگى به خاندان‎هاى علوى كه امام كاظم عليه السلام سرپرستى يا سركشى و رسيدگى به آنان را عهده‏دار بوده، در اين دوران سخت و غم‏آلود، بر عهده حضرت رضاست. مورخين، تعداد خانواده‏هايى را كه از طريق امام هفتم، موسى بن‏جعفر عليهماالسلام اداره مى‏شوند و تحت تكفل او بودند تا پانصد خانواده ذكر كرده‏اند. تأثير تربيتى امام رضا عليه السلام را بر خواهر معصومش فاطمه، نمى‏توان ناديده گرفت. بى‏جهت نيست كه اين بانوى جوان، در دانش و كمال، در حديث و فضل، در ايمان و ثبات قدم، در اراده و فداكارى و هجرت، پايگاه و جايگاه بلندى يافته و به مرز «عصمت» رسيده است و دل‎هاى عاشقان عترت را مجذوب خود ساخته است و عالمانى فرزانه و فقيهانى بلندمرتبه، به آستان‏بوسى او افتخار كرده و مى‏كنند و سلام به او را هر صبح و شام، توفيقى الهى مى‏شمردند.

علامه طباطبايى«رحمة‏ الله‏ عليه» هنگام روزه، پيش از افطار به حرم مشرف مى‏شدند و با بوسه بر مزار اين بانو، روزه خود را مى‏گشودند.

 

فاطمه، راوى حديث

در خانواده امام، زمينه از هر جهت فراهم است كه فرزندان ـ چه دختر و چه پسر ـ با علم و قرآن و حديث و فقه، آشنايى كامل داشته باشند. فاطمه عليهاالسلام نيز از اين موهبت برخوردار است و آن گونه كه گفته‏اند، «عالمه محدّثه راويه» بوده است. هم احاديثى را از پدران ارجمندش روايت مى‏كند، و هم زنان و مردانى صاحب دانش و آشناى حديث، احاديثى را از زبان اين بانو روايت مى‏كنند و نام «فاطمه دختر موسى ‏بن ‏جعفر» در سلسله سند برخى روايات ديده مى‏شود و عالمانى از شيعه و سنت، روايات او را در ضمن روايات ثابت و صحيح و مورد قبول نقل مى‏كنند.

يكى از اين روايات، با سندهاى متصل به حضرت زهرا و پيامبر اکرم مى‏رسد و مربوط به «حديث غدير» و «حديث منزلت» است. و حديثى ديگر به پيامبر اسلام مى‏رسد و مضمونش نقل قضايا و مشاهداتى از شب معراج است.

و حديثى ديگر با سندى نزديك به همين صورت، به پيامبر(صلي الله عليه و آله) مى‏رسد كه مضمونش طهارت و پاكيزگى امام حسين عليه السلام هنگام ولادت و عدم احتياج به تميز كردن است.

حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

نقل حديث از فاطمه معصومه و اهتمام و توجه عالمان به آنچه از زبان او به عنوان «حديث» مى‏شنوند و نقل و ثبت آن در مجموعه‏هاى حديثى، نشان‏دهنده جايگاه معتبرى است كه اين دختر جوان و عالم، نزد ارباب بصيرت دارد.

امام خميني «قدس‏سره» در سال‎هاى پيش از تبعيد، هر روز بعد از درس، غروب تا موقع نماز، يك تشرّف مختصر به زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام داشتند و اين كار، به طور مداوم بود.

رحلت

در ويژگي‎هاى چندى، اين بانوى والاقدر، شبيه مادرش حضرت زهرا عليهاالسلام است. مرگ در جوانى هم يكى از اين نقاط اشتراك و تشابه است.

هفده ساله است كه برادرش حضرت رضا عليه السلام به اجبار از «مدينه» به «مرو» برده مى‏شود و مأمون با عنوان «ولايتعهدى» او را به پايتخت خود احضار مى‏كند. در اين هنگام، سال 200 هجرى است. وداع دردمندانه و پرسوزى كه حضرت رضا عليه السلام هنگام ترك مدينه به سوى مرو انجام مى‏دهد، همه را به گريه مى‏اندازد. همه مى‏دانند كه حضرت را پس از اين «سفر بى‏بازگشت» نخواهند ديد. از اين‏رو، يك سال نمى‏گذرد كه حضرت معصومه، به شوق ديدار برادرش، عزم سفر مى‏كند و به قصد خراسان به راه مى‏افتد. اما دست تقدير، تدبير ديگرى انديشيده است. به ساوه كه مى‏رسد بيمار مى‏شود. قرائن نشان مى‏دهد كه اين بيمارى، او را از پاى خواهد افكند. مى‏پرسد: تا «قم» چقدر فاصله است؟ مى‏گويند: ده فرسخ. مى‏خواهد كه او را به قم برسانند. وقتى به قم مى‏رسد، عده‏اى از بزرگان و چهره‏هاى معتبر قمى به استقبال او مى‏شتابند. «موسى بن‏ خزرج اشعرى» در پيشاپيش استقبال‏كنندگان است. پيش مى‏رود و زمام ناقه دختر موسى بن ‏جعفر عليه السلام را مى‏گيرد و او را به طرف خانه خود مى‏برد. موسى بن ‏خزرج، تنها افتخار آن را دارد كه هفده روز از دختر امام پذيرايى كند. حال اين بانو وخيم‎تر مى‏شود و چشم از جهان بسته، به خانه ابدى آخرت كوچ مى‏كند. به دستور موسى بن‏خزرج، او را غسل مى‏دهند و كفن مى‏كنند و براى خاك‏سپارى، به قطعه ‏زمينى به نام «بابلان» ـ كه متعلق به موسى است ـ منتقل مى‏كنند. سردابى را حفر كرده‏اند كه پيكر اين بى‏بى را در آنجا دفن كنند. بر سر اين كه چه كسى بدن مطهر حضرت معصومه را برداشته و وارد قبر كند، ميان خاندان و بستگان موسى بن‏ خزرج اختلاف مى‏شود. در نهايت تصميم مى‏گيرند كه خادم پير و با ايمان و صالحى كه دارند، بدن او را در قبر بگذارد. كسى را در پى آن خادم ـ كه نامش قادر است ـ مى‏فرستند، ولى در همين لحظه چشمشان به دو تكسوار نقابدارى مى‏خورد كه از سوى ريگزار به شتاب مى‏آيند. چون آن دو سواره، به جنازه نزديك مى‏شوند، فرود آمده، بر او نماز مى‏خوانند و وارد سرداب شده و جنازه را وارد آنجا مى‏كنند و به خاك مى‏سپارند، سپس بيرون مى‏آيند و بى ‏آنكه حتى يك كلمه با كسى سخن بگويند، مى‏روند و كسى نمى‏شناسد كه اين دو سوار ناشناس ـ و در واقع، شناس با اين بانوى گرامى ـ كيستند؟

از آن پس، سايه‏بانى از حصير بر قبر او مى‏سازند، تا آن كه «زينب»، دختر امام جواد ـ عليه‏السلام ـ قبه‏اى بر روى قبر عمه‏اش حضرت معصومه عليهاالسلام بنا مى‏كند.

تأثير تربيتى امام رضا عليه السلام را بر خواهر معصومش فاطمه، نمى‏توان ناديده گرفت. بى‏جهت نيست كه اين بانوى جوان، در دانش و كمال، در حديث و فضل، در ايمان و ثبات قدم، در اراده و فداكارى و هجرت، پايگاه و جايگاه بلندى يافته و به مرز «عصمت» رسيده است و دل‎هاى عاشقان عترت را مجذوب خود ساخته است و عالمانى فرزانه و فقيهانى بلندمرتبه، به آستان‏بوسى او افتخار كرده و مى‏كنند و سلام به او را هر صبح و شام، توفيقى الهى مى‏شمردند.

فضيلت زيارتش

تأكيد و توصيه‏اى كه نسبت به زيارت قبر حضرت معصومه عليهاالسلام در روايات ديده مى‏شود، شگفت است و ما را به مقام و منزلتش بيشتر واقف مى‏سازد.

حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

پاداش زيارت مدفن او «بهشت» است. اين، در بيشتر روايات مربوط به زيارتش آمده است. تشويق به زيارت او، از زبان امام صادق، امام رضا، امام جواد عليهم السلام و ... نقل شده است. سعد بن ‏سعد از امام رضا عليه السلام در اين باره مى‏پرسد، حضرت پاسخ مى‏دهد: «مَنْ زارها فَلَه الجنَة»؛ «كسى كه او را زيارت كند پاداشش بهشت است.»

در حديث ديگرى كه سعد روايت مى‏كند، چنين است كه امام رضا عليه السلام از او مى‏پرسد: اى سعد! قبرى مربوط به ما اهل بيت نزد شماست؟ پاسخ مى‏دهد: آرى فدايت شوم، قبر فاطمه، دختر موسى ـ عليهماالسلام. آنگاه حضرت مى‏فرمايد: آرى! هر كس با معرفت به حقش، او را زيارت كند، بهشت براى اوست: «نَعَم، مَنْ زارَها عارفا بحقِّها فَلَهُ الجنّة.»

اما اين شرطِ «عارفا بحقّها» مهم و در عين حال دشوار است. گرچه امروز، به توصيه امامان، زائران بسيارى همه‏ روزه در طول سال، از همه جا به ديدار مرقدش مى‏آيند و در حرمش و كنار ضريحش رو به قبله مى‏ايستند و 34 مرتبه «الله‏ اكبر»، 33 مرتبه «سبحان ‏الله‏» و 33 مرتبه «الحمدلله‏» مى‏گويند، سپس به خواندن زيارتنامه‏اش مى‏پردازند، ولى آيا همه زائران يكسانند؟ و آيا همه با يك روحيه و احساس و معرفت، به زيارت اين حرم مى‏آيند و فرازهاى زيارتنامه را مى‏خوانند؟

توشه زائران از اين زيارت چيست؟ و آيا همه بهره مى‏برند، يا برخى دست خالى از اين «بازار معرفت» برمى‏گردند؟

امام امت «قدس‏سره» در سال‎هاى پيش از تبعيد، هر روز بعد از درس، غروب تا موقع نماز، يك تشرّف مختصر به زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام داشتند و اين كار، به طور مداوم بود.

در اين همه سال كه موسى بن‏جعفر عليهماالسلام در زندان‎هاى مختلف به سر مى‏برد. امام رضا عليه‎السلام عهده‏دار تربيت و متكفل زندگى خواهرش حضرت معصومه و ديگر خواهران است. در نبود پدر، رسالتِ رهبرى و مسؤوليت رسيدگى به تربيت فرزندان و حل مشكلات خانواده امام محبوس، بر دوش اوست. حتى رسيدگى به خاندان‎هاى علوى كه امام كاظم عليه السلام سرپرستى يا سركشى و رسيدگى به آنان را عهده‏دار بوده، در اين دوران سخت و غم‏آلود، بر عهده حضرت رضاست.

علامه طباطبايى«رحمة‏ الله‏ عليه» هنگام روزه، پيش از افطار به حرم مشرف مى‏شدند و با بوسه بر مزار اين بانو، روزه خود را مى‏گشودند.

حكيم عارف، مرحوم ملاصدراى شيرازى كه مدت‎ها در روستاى «كهك» قم به سر مى‏برد، هرگاه يك مشكل علمى و گره فلسفى برايش پيش مى‏آمد، يا از حل يك مسأله فلسفى در مى‏ماند، آهنگ زيارت قبر دختر موسى بن‏ جعفر عليهماالسلام مى‏كرد و فاصله چهار فرسخ تا قم را مى‏پيمود و در اين زيارت قبر و التجاء و استمداد از روح بلند حضرت معصومه عليهاالسلام مشكل علمى خود را حل مى‏كرد و به محل اقامت خود برمى‏گشت.

اين بزرگواران، از «زيارت» چه مى‏ديدند و مى‏يافتند كه ما نمى‏يابيم؟ بى‏شك، معرفت آنان بيشتر بود، در نتيجه بهره روحى‏شان هم از زيارت، افزون‎تر بود.

حرم حضرت معصومه عليهاالسلام

قم، حرم اهل بيت عصمت است و شوق زيارت قبر اين بانوى عظيم، دل‎هاى مشتاق و گام‎هاى ره‎پوى را همواره به اين «مرقد» كشانده است.

دريغ است كنار دريا زيستن و تشنه بودن! ...

وقتى ديگران براى زيارت حرمش از شهرهاى ديگر مى‏آيند و حتى زائرانى از پاكستان، كويت، لبنان، بحرين و كشورهاى مختلف شيعه‏نشين زائر قبر او مى‏شوند، از ساكنان اين شهر و مردم قم، كه در كنار اين «كوثر ثانى» از رحمت خدا و بركت‎هاى او برخوردارند، انتظارى بيشتر است.

زائران حرمش، هنگام تشرّف بايد خود را ايستاده در برابر آينه‏اى از كمال و بصيرت و عفاف و علم ببينند و از شايستگى‏ها، فضيلت‎ها، ايمان و اخلاقش اسوه و الگو بگيرند. زيارت، در اين صورت است كه اثر تربيتى خواهد داشت. اگر براى زيارت، پاداش و اجر عظيم است، به خاطر سازندگي‎هاى آن و تأثيرگذارى در فكر، روح، اخلاق و زندگى زائر است.

با اين حساب، حرم فاطمه معصومه، يك مهد تربيت روح و مركز تعليم كمال است؛ اگر زائر را چشمى بينا و قلبى آگاه باشد ...

 

منبع:

مجله پيام زن، ش 11، جواد محدثى .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/28;ساعت 14:57;  توسط ;  | 

زندگينامه امام عسگري (ع)

1.حضرت امام حسن عسکری  (ع )
2.صورت و سيرت امام حسن عسکری (ع )
3.دوران امامت
4.شهادت امام حسن عسکری (ع )
5.ماجرای جانشين بر حق امام عسکري
 

حضرت امام حسن عسکری  (ع )
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شايسته است پرورش دهد . اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد . کنيه آن حضرت ابامحمد بود .

صورت و سيرت امام حسن عسکری  (ع )
امام يازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سياه کمانی ، چشمانی  درشت و پيشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسيار سفيد بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بيانی شيرين و جذاب و شخصيتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بي نظير برای قرآن مجيد بود . راه مستقيم عترت و شيوه صحيح تفسير قرآن را به مردم و به ويژه برای اصحاب بزرگوارش - در ايام عمر کوتاه خود - روشن کرد .

دوران امامت
به طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسيم مي گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدينه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزديک 6 سال امامت آن حضرت مي باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفايی که به تقليد هارون در نشان دادن نيروی خود بلندپروازيهايی داشتند . امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد . زندانبان آن حضرت صالح بن وصيف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسيله آن دو غلام - آزار بيشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزديک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثير آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراييده بودند . وقتی از اين غلامان جويای حال امام شدند ، مي گفتند اين زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نياز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمي گويد . عبيدالله خاقان وزير معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات مي کرد به احترام آن حضرت برمي خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود مي نشانيد . پيوسته مي گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت نديده ام ، وی  زاهدترين و داناترين مردم روزگار است . پسر عبيدالله خاقان مي گفت : من پيوسته احوال آن حضرت را از مردم مي پرسيدم . مردم را نسبت به او متواضع مي يافتم . مي ديدم همه مردم به بزرگواريش معترفند و دوستدار او مي باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شيعيان خود آميزش نمي فرمود ، دستگاه خلافت عباسی  برای حفظ آرامش خلافت خود بيشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت داشت . " از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) يکی نيز اين بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شيعه ، به دست کسانی سپرده مي شد که دشمن آل محمد (ص ) و جريانهای شيعی  بودند ، تا بدين گونه بنيه مالی نهضت تقويت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبيدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بيت رسالت ، نهايت مرتبه عداوت را داشت " . " نيز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی  احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعيل نوبختی  در بغداد مي زيستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترين نوع درگيری  واداشته بود . اين جناح نيز طبق ايمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی  ، اين همه سختی را تحمل مي کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمي کرد " . اينکه گفتيم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی  دستگاه خلافت تحت مراقبت شديد و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با ياران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دينی  خود به آنها مراجعه مي نمودند - کمتر معاشرت مي کردند به جهت آن بود که دوران غيبت حضرت مهدی (ع ) نزديک بود ، و مردم مي بايست کم کم بدان خو گيرند ، و جهت سياسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پيش آمدن دوران غيبت در نظر آنان عجيب نيايد . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بيش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و رياست روحانی اسلامی ، آثار مهمی  از تفسير قرآن و نشر احکام و بيان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی  شيعيانی که از راههای دور برای کسب فيض به محضر امام (ع ) مي رسيدند بر جای گذاشت . در زمان امام يازدهم تعليمات عاليه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی  را تجديد کرد ، و فرهنگ شيعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های ديگر نيز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون يعقوب بن اسحاق کندی  ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعليمات آن امام ، گرديد . در قدرت علمی  امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولايت و اهل بيت عصمت مايه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همين يعقوب بن اسحاق کندی فيلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ايرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانيد و بعدها از دوستداران و در صف پيروان آن حضرت درآمد .

شهادت امام حسن عسکری  (ع )
شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم (ع ) و حضرت موسی  (ع ) تکرار مي شد . حتی قابله هايی  را گماشته بودند که در اين کار مهم پی جويی  کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهيد خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموريت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی مي دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد ، از کردار زشت خود پشيمان شد . بناچار اطبای مسيحی و يهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ويژه در مأموريتهايی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در ميان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از اين دلسوزيهای ظاهری هدف ديگری  داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری  (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گريه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشييع جنازه آن حضرت شدند .

ماجرای جانشين بر حق امام عسکري
ابوالاديان مي گويد : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) مي کردم . نامه هاي آن حضرت را به شهرها مي بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی  شد و صدای گريه و شيون از خانه من خواهی شنيد ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالاديان به امام عرض مي کند : ای سيد من ، هرگاه اين واقعه دردناک روی  دهد ، امامت با کيست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالاديان مي گويد : دوباره پرسيدم علامت ديگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالاديان مي گويد : باز هم علامت ديگری بگو تا بدانم . امام مي گويد : هر که بگويد که در هميان چه چيز است او امام شماست . ابوالاديان مي گويد : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چيز ديگری  بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسيدم صدای شيون و گريه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری  را ديدم که نشسته ، و شيعيان به او تسليت مي دهند و به امامت او تهنيت مي گويند . من از اين بابت بسيار تعجب کردم پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم . اما او جوابی نداد و هيچ سؤالی نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ايستاد ، طفلی گندمگون و پيچيده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بيرون آمد و ردای جعفر را کشيد و گفت : ای عمو پس بايست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ايستاد . سپس آن طفل پيش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی  امام علی النقی عليه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسليم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس " حاجزوشا " از جعفر پرسيد : اين کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمي شناسم و هرگز او را نديده ام . در اين موقع ، عده ای  از شيعيان از شهر قم رسيدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسيدند : بگو که نامه هايی که داريم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببينيد مردم از من علم غيب مي خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هايی  است از فلان و فلان و هميانی ( کيسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا . شيعيانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است اين نامه ها و هميان را به او تسليم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خليفه آمد و جريان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : برويد و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنيد و کودک را پيدا کنيد . رفتند و از کودک اثری نيافتند . ناچار " صيقل " کنيز حضرت امام عسکری (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اينکه او حامله است . ولی هرچه بيشتر جستند کمتر يافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نيز در کنف حمايت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان مي باشد . درود خدای بزرگ بر او باد .

منبع:   www.tebyan.net

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/26;ساعت 15:4;  توسط ;  | 

" روز طبيعت "

روزهاي نوروزي اين فرصت را براي همگان فراهم مي سازد تا براي دقايقي هم که شده ، سري به طبيعت بزنند. اصلاً ديدن طبيعت همانند ديدار از خويشاوندان و فاميل ، زيبا و مسرت بخش خواهد بود ، آنان که از چنين تجربه اي برخوردار بوده اند به ديگران توصيه مي کنند تا ارتباط دوستانه و مستمري با طبيعت برقرار سازند چرا که آرامش و سخت کوشي خود را مديون ارتباط با طبيعت تلقي مي کنند. البته حضور در طبيعت ، آن هم در ايام نوروزي ، به خصوص روز« سيزده بدر» از آيين هاي باستاني ايرانيان است که هرگز به فراموشي سپرده نخواهد شد. براي آنکه اجداد و نياکان ما طبيعت دوست و طبيعت مدار بوده اند. اما اين سفرها و حضور در طبيعت براي خود قواعد و اصولي دارد که اگر از آنها چشم پوشي شود و سهل انگاري مانع از انجام دقيق آنها گردد ، به ضرر مردم و طبيعت خواهد بود.

مسلماً کسي به اندازه انسان در حفظ و نگهداري طبيعت موثر نيست. پس هيچ انساني حق ندارد که در حق طبيعت احجاف کند و هر گونه ظلم و ستم را بر آن روا دارد.

همان گونه که  انسان ها نسبت به هم حق و حقوقي دارند که اگر از آنها سرپيچي کنند ، به عنوان خاطي و مجرم در دادگاه مورد بازخواست قرار خواهند گرفت ، ظلم به طبيعت نيز جرم محسوب مي شود و مراجع قانوني نسبت به آن قوانيني را تعبيه و در صورت تخطي با خاطيان برخورد قانوني مي کنند .پس نگذاريم که طبيعت از ما برنجد.

 اگر پدر و مادرها از همان دوران کودکي ، فرزندان خود را با طبيعت آشتي دهند ، اين ارتباط دوستانه با طبيعت ، اتفاقات خوشايندي را براي هستي رقم خواهد زد. در مناطقي که هنوز مردم آن با طبيعت ارتباط تنگاتنگي دارند و زندگي شان از طريق اين ارتباط دو جانبه تأمين مي شود، اين دوستي غير قابل انقطاع به نظر مي رسد و مردم نسبت به طبيعت همانند فرزندانشان احساس مسئوليت مي کنند و براي آن دل مي سوزانند تا طبيعت نيز در برقراري يک زندگي آرامش بخش و مستغني مدديار آنان باشد. در عين حال روحيه اين آدم ها با طبيعت پيرامون خود گره خورده است و گويي اين دو يکي شده اند. مردماني که در شهرهاي بزرگ سکني گزيده اند و بنا به شرايط روز ، کمتر در ارتباط با طبيعت هستند ، هيچ چاره اي ندارند جز اينکه فرصت هاي به دست آمده را صرف ارتباط با طبيعت کنند. بسياري از روانپزشکان نيز بر اين نکته تاکيد کرده اند که ارتباط انسان با طبيعت ، ثمرات مفيدي را در پي خواهد داشت و در صورت قطع چنين ارتباطي انواع بيماري هاي روان پريشانه زندگي فردي و جمعي آنان را تهديد خواهد کرد. شايد بالارفتن ميزان آمار و ارقام افسردگي در شهرهاي بزرگ دليل عمده اي در بيان چنين اتفاقات ناخوشايندي باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/12;ساعت 18:17;  توسط ;  | 

12 فروردين :

روز جمهوري اسلامي ايران

گرامی باد. 

 نهال انقلاب اسلامي که با نثار خون بهترين فرزندان ايران رشد کرده بود، سرانجام در 22 بهمن 1357 به بار نشست، و با پيروزي انقلاب اسلامي و تشکيل دولت موقت از سوي امام (ره) زمينه مهمترين همه پرسي تاريخ ايران زمين جهت تعيين نوع حکومت فراهم شد.

در اين روز ساختار جديد سياسي اجتماعي بر مبناي آراي اکثريت 2/98% تثبيت، و نظام جمهوري اسلامي رسماً به تاييد ملت مسلمان ايران رسيد.

در اين روز پر برکت، نظامي متولد شد که نور اسلام عزيز را پس از گذشت قرنهاي زياد دگر باره نه تنها در ايران اسلامي بلکه در سراسر جهان متجلي ساخت. شعار اصلي انقلاب؛ استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي که توسط ميليونها ايراني آزاده و مسلمان در طول مبارزات در جاي جاي ايران اسلامي فرياد کشيده شده بود، حکومتي را پايه ريزي کرد که عدالت اسلامي يکي از اهداف عاليه آن بود.

در اين شعار، استقلال به عنوان نخستين هدف مطرح شده بود که امت مسلمان ايران مي خواهد « اراده ملي» خود را حاکم بر مقدرات خويش سازد تا بتوانند از نفوذ و دخالتهاي بيگانگان رهايي يابد و چه زيبا و متين امام (ره) فرموده است: اگر استقلال کشور خودمان را تحصيل نکنيم ساير چيزها درست نخواهد شد.

تشکيل جمهوري اسلامي نه تنها اراده ملي را بر سرنوشت خود تثبيت کرد و براي آنان استقلال و آزادي را به ارمغان آورد، بلکه اين بارقه اميد در دل محرومان و مستضعفان جهان درخشيد که بعد از قرنها رنج و درد، جلوه اي از وعده خداوند تبارک و تعالي را شاهد باشند.

امام (ره) در تاريخ 12 فروردين 1358، طي پيامي فرمودند: خداوند تعالي وعده فرموده است که مستضعفين ارض را به اميد و توفيق خودش، به مستکبرين غلبه دهد و آنها را امام و پيشوا قرار دهد. وعده خداوند تعالي نزديک است . من اميدوارم که ما شاهد اين وعده باشيم و مستضعفين بر مستکبرين غلبه کنند چنانکه تاکنون غلبه کردند... من از عموم ملت ايران تشکر مي کنم که در اين رفراندوم شرکت کردند و راي قاطع خودشان را که بايد گفت صد درصد پيروزي بوده است، دادند و به جمهوري اسلامي هم راي دادند... جمهوري اسلام است که احکام مترقي او بر تمام احکامي که در ساير قشرها و ساير مکتبهاست تقدم دارد.

شعار اصلي ديگر، کلمه آزادي بود. در رابطه با آزادي نظرات مختلف و متعددي مطرح مي شود؛ اما در اسلام، آزادي جامع ترين و مانع ترين معنا را در بردارد و آن عبارت است از : شرايط سياسي – اجتماعي لازم براي رشد و تعالي فرد و مردم که در آن موانع قانوني و فراهنگي مثل عرف و عادت و موانع سياسي، مانند سلطه طاغوت و استعمار و استبداد وجود نداشته باشد. يعني انسان در انتخاب عقيده و بيان و نشر آن در چهارچوب قوانين الهي آزاد است، به طوري که مردم بتوانند هدايت و رشد و تعالي يابند.

و هدف نهايي، کلمه جمهوري اسلامي بود که از به هم پيوستن جمهوري و اسلامي به دست آمده است. کلمه جمهور به معناي توده مردم است و منظور از گنجاندن چنين کلمه اي براي نظام شکل گرفته بعد از انقلاب، اتکا داشتن و تعيين کننده بودن راي مردم در سرنوشت خود و کليه امور اجرايي کشور مي باشد و به طور کلي حکومتي را تبيين مي کند که براي تامين زندگي دنيايي مردم متکي به مردم باشد.

واژه اسلامي هم به سبب تمايز آن از ديگر نظامهاي جمهوري است که ويژگيهاي خاص خود را دارد که در آن ارزشهاي الهي و قرآني بر تمامي شئون حاکميت دارد و همچنين ولي فقيه که بر طبق نظام الهي، ولايت امر و امامت امت را بر عهده مي گيرد، علاوه بر تامين زندگي مردم، مسئووليت هدايت مردم و کمک به رشد و تعالي آنان را نيز بر عهده دارد. براي تحقق اين بخش حياتي از شعار اصلي انقلاب، نياز بود تا رسما نظام مشخصي حاکم بر ايران شود و در اين راستا بود که رهبري انقلاب اسلامي در اولين روزهاي پس از پيروزي رفراندم رسمي را در خصوص تعيين نظام حاکم بر کشور برنامه ريزي فرمودند و به عنوان راهبرد همگاني نيز فرمودند : " اينجانب به جمهوري اسلامي راي مي دهم و از شما هم مي خواهم که به آن راي دهيد. "

دقيقاً در همين زمان وسوسه هاي خناسان شروع شد. از جمله اينکه مطرح کردند که حکومت بر اساس «جمهوري» بدون قيد ديگري يا اينکه جمهوري دمکراتيک و... باشد. لذا امام امت با احساس خطر انحراف فرمودند:« راي بدهيد به جمهوري اسلامي، نه يک حرف زيادتر و نه يک حرف کمتر.»

و مردم در روزهاي دهم و يازدهم فروردين 1358 با حضوري آگاهانه در پاي صندوقهاي راي، پيروزي نهايي انقلاب اسلامي را با آراي عظيم و باور نکردني خود تحقق بخشيدند.

بدين ترتيب مبارزات مستمر و پيگير امت مسلمان ايران در برپايي حکومت اسلامي تحقق يافت و عصر نويني در تاريخ ايران و اسلام آغاز شد. امام خميني به شکرانه اين پيروزي درخشان در پيام خود فرمودند: ... من به دنيا اعلام مي کنم که در تاريخ ايران چنين رفراندومي سابقه ندارد که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و راي مثبت خود را در آن ريخته و رژيم طاغوتي را براي هميشه به زباله دان تاريخ دفن کنند...

... من از اين همبستگي بي مانند که همه به نداي آسماني واعتصموا بحبل الله جميعاً و لاتفرقوا لبيک گفتند و به اتفاق آرا به جمهوري اسلامي راي مثبت دادند و رشد سياسي و اجتماعي خود را به شرق و غرب ثابت کردند ، تقدير مي کنم....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/11;ساعت 18:15;  توسط ;  | 

خجسته میلاد پیامبر رحمت و مهربانی، فخر عالمیان

حضرت محمد مصطفی (ص)

و فرخنده میلاد فروغ هدایت، صادق آل محمد

حضرت امام جعفر صادق (ع)

بر همگان مبارک باد.

مراسم جشن 5/1/87 بعد از نماز مغرب و عشاء

همراه با سخنرانی آقای دکتر شیخ احمدرضا مفتاح

و مداحی و مولودیه خوانی برادران عرب بافرانی

 

کانون فرهنگی باقرالعلوم (ع) مسجد جامع بافران

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/05;ساعت 13:43;  توسط ;  | 

سال نوآوري و شكوفايي مبارک

مقام معظم رهبری:
امسال بايد فضاي نوآوري، کشور را فرابگيرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره‌گيري از امکانات مادي و معنوي، کارهاي نو و ابتکاري و راه‌هاي ميان بر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حکمت در فعاليت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره اين تلاش‌ها شيرين شود

ما نمی توانیم آرام و معمولی حرکت کنیم، بلکه باید با تلاشی مضاعف، جدی تر و با نهایت شتاب اما حساب شده، منظم و منضبط به جلو برویم و در عرصه داخلی و همچنین عرصه پیچیده بین المللی از تمام ظرفیت ها برای دست یابی به پیشرفتهای بزرگ استفاده کنیم.


حضرت آيت الله خامنه‌اي در پيام نوروزي:

امسال بايد فضاي نوآوري، كشور را فرا بگيرد

خبرگزاري فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال «نوآوري و شكوفايي» ناميدند و تصريح كردند: امسال بايد فضاي نوآوري، كشور را فرابگيرد تا کام مردم از ثمره اين تلاش‌ها شيرين شود.

به گزارش خبرگزاري فارس، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال «نوآوري و شکوفايي» ناميدند و تصريح کردند: امسال بايد فضاي نوآوري، کشور را فرابگيرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره‌گيري از امکانات مادي و معنوي، کارهاي نو و ابتکاري و راه‌هاي ميان‌بر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حکمت در فعاليت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره اين تلاش‌ها شيرين شود.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به عيد سه گانه در طليعه بهار امسال، ميلاد نبي مکرم اسلام (ص) و حضرت امام صادق (ع) و عيد نوروز را به آحاد ملت ايران و همه ملت‌هايي که عيد نوروز را گرامي مي‌دارند، تبريک گفتند و با اشاره به چشم اندازها و اميدهاي بسيار روشن در سال 1387، افزودند: امسال نظام مقدس جمهوري اسلامي سي سالگي خود را که در راه دفاع از استقلال و عزت ملي و حرکت به سمت اعتلاي علمي و عملي گذشت، پشت سر مي‌گذارد که همه اين تلاش‌ها در تاريخ ملت ايران برجسته و ماندگار خواهد ماند.
ايشان با اشاره به آغاز فعاليت مجلسي تازه نفس در سال جاري و همچنين فعاليت دولتي خدمتگزار، پرتلاش و خستگي‌ناپذير، همکاري و برنامه‌ريزي اين دو قوه را زمينه ساز انجام کارهاي بزرگ دانستند و تأکيد کردند: ما نمي‌توانيم آرام و معمولي حرکت کنيم، بلکه بايد با تلاشي مضاعف، جدي‌تر و با نهايت شتاب اما حساب شده، منظم و منضبط به جلو برويم و در عرصه داخلي و همچنين عرصه پيچيده بين‌المللي از تمام ظرفيت‌ها براي دستيابي به پيشرفت‌هاي بزرگ استفاده کنيم.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با تأکيد بر اينکه برنامه‌ريزي مدبرانه، شجاعانه و عزت مدارانه در عرصه سياست خارجي و موفقيت در اين عرصه در توفيقات داخل کشور نيز تأثيرگذار است، خاطرنشان کردند: علاج ملت ايران در کسب اقتدار است و امروز خوشبختانه مسئولان کشور عزت ملي را کاملاً در نظر دارند و در مقابل زورگويي و زورگيري دشمن ايستاده‌اند.
ايشان همکاري کامل دولت و ملت و اتکاء به خداوند را زمينه ساز پيشروي در عرصه قدرت‌يابي ملت ايران و اقتدار روزافزون کشور به ويژه اقتدار معنوي و روحي برشمردند و تصريح کردند: يکي از دو انتظار من در سال 1387، نوآوري در بخش‌هاي مختلف و دستگاه‌هاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي و خدماتي کشور از جمله در ديپلماسي، حرکت به سمت علم و تحقيق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم و در آباداني کشور است.
رهبر انقلاب اسلامي افزودند: انتظار دوم در سال جاري اين است که فعاليت‌هايي که در سال‌هاي گذشته انجام شده و کارهايي که دولت در سال‌هاي اخير انجام داده، به نتيجه و شکوفايي برسند و کام مردم از نتيجه اين فعاليت‌ها و تلاش‌ها شيرين شود بنابر اين امسال را «سال نوآوري و شکوفايي» مي‌نامم.
حضرت آيت الله خامنه‌اي در بخش ديگري از سخنان خود، سال 86 را سالي مهم، پرحادثه و عزت آفرين براي ملت ايران دانستند و خاطرنشان کردند: در آغاز سال 86، ماجراي دستگيري ملوان‌هاي متجاوز بيگانه و سپس عفو و آزادي آنان، چهره‌اي مقتدر و عين حال بردبار و پرگذشت از ملت ايران به جهانيان ارائه کرد و در پايان اين سال نيز حضور پرشکوه و با عظمت مردم در انتخابات مجلس شوراي اسلامي، بار ديگر چهره پرصلابت و همراه با اقتدار ملت ايران و عزم جدي آنان براي درست اداره کردن کشور را نشان داد.
رهبر انقلاب اسلامي کارهاي با ارزش مسئولان اعم از دولت، مجلس و بخش‌هاي گوناگون و همچنين کارهاي بزرگ آحاد ملت به ويژه فعاليت‌هاي علمي مجموعه‌هاي دانشجويي و کاوشگر را از ديگر نقاط مثبت در سال 86 و زمينه ساز پيشرفت کشور برشمردند و افزودند: در کنار اين پيشرفت‌ها، ضايعات، فقدان‌ها و ناکامي‌هايي هم وجود داشت که آخرين آن حادثه تأسف بار فقدان عزيزان دانشجو در يک سانحه دلخراش بود اما به هر حال زندگي آميخته از شادي‌ها و غم‌ها، شيريني‌ها و تلخي‌ها است و مهم اين است که يک ملت بتواند در ميانه اين حوادث گوناگون هدف خود را در نظر داشته باشد و به سوي آن هدف گام‌هاي بلند بردارد.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در پايان ابراز اميدواري کردند؛ ملت سرافراز ايران، سال جديد را با بهره گيري از نوآوري‌ها و شکوفايي‌ها، به بهترين وجه با عزت، موفقيت، کاميابي، شادابي و با توان بيشتر به پايان برساند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/01;ساعت 15:58;  توسط ;  |